مزار حضرت میرطاهر علیشاه
شیخ شبلی
روزی شیخ شبلی عليه الرحمه بر خانه بیماری می گذشت. طبیبی را
دید که دیوانه ای راعلاج می کرد. شیخ گفت:ای طبیب شربت گناه داری !؟
طبیب در جواب عاجز ماند. دیوانه گفت: برو تخم تواضع و برگ پشیمانی و
بیخ نیازمندی در هاون توبه ریز و به دسته ربنا ظلمنا انفسنا بکوب و به آب
ندامت حل کن و در دیگ دل بریز و به آتش محبت بجوشان و به کفچه
موءدت بجنبان و به ذکر سبحان الذی بیالای و در قدح عشق ریز و در سایه
الحمدلله نه و در سحرگه الله اکبر بنوش تا شفا یابی!!!
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم دی ۱۳۸۹ ساعت 4:8 توسط سرمستان کوثر
|
مختصری درباره سلسله خاکسار از دیرباز تا کنون امیدوارم با مطالب مستند رضایت شما را جلب نمایم یاعلی مدد