سرمست علیشاه خاکسار
قالب وبلاگ

mirtaher

اینک مختصر شرحی از زندگی عرفانی و سلوکی حضرت میرطاهر ارائه می­گردد:
قریب صد سال پیش در شهر کوفه سیدی صاحب نفس می­ریست. نامش سید علی بود. در شریعت مقلد فقیه بزرگ سید محمد کاظم یزدی صاحب کتاب فقهی عروة الوثقی بود. سید علی در خدمت عارف بینا حاج بهار علیشاه به فقر خاکسار مشرف و ملقب به میر واحد می­شود. سید علی که از دنیا می­رود بنا به وصیت خودش در کوفه و در مسجد سهله بخاک سپرده می­شود.
سید علی از خود پسری به یادگار نهاد که بعدها همچون آفتاب درخشانی، در آسمان عرفان ا به نور افشانی درآمد. این یادگار خلف نامش سید حسین بود که در 1308 هجری قمری بدنیا می­آید. دوران کودکی را به امر پدر در محضر مرحوم حجه الاسلام والمسلمین شیخ احمد طریحی به فراگیری قرآن و مسائل دینی می­گذراند. او در هفده سالگی نزد میرمعصوم یکی از مرشدین حاج بهار علیشاه بود به فقر خاکسار مشرف و به میرطاهر علیشاه ملقب می­شود. پس از چندی میر معصوم به هندوستان سفر کرده و در همان دیار خرقه تهی می­کند و در همانجا بخاک سپرده می­شود. میرطاهر از این به بعد مراحل بعدی فقر را نزد مرحوم مغفور ،زبدة السالکین حضرت حاج مطهر علیشاه می­گذراند و اربعینی را نزد ایشان و در صحن جنت طراز حضرت سید الشهداء (ع) به ذکر و فکر می­نشینند و آخرین مراحل تکمیلی فقری را نزد عارف بالله حضرت حاج مستور علیشاه به پایان می برد و بعد از طی مراحل فقری مذکور، در سن 23 سالگی از طرف مرشدین وقت از جمله حاج مطهر علیشاه، حاج مستورعلیشاه و حاج ناطق علیشاه وایمانعلیشاه مفتخر به نقابت در فقر خاکسار می­گردد. حاج مستور علیشاه در اجازه نامه­ی ارشاد ایشان چنین می­نویسد:

«آقای سلالة السادات، عماد العارفین، حاج سید حسین، در طریقت ملقب به میرطاهر علیشاه، در امورات فقری، کامل و مکمل و در مقام ارشاد، از بَدوِ اِلَی النهایه اجازه­ی ارشاد دارد و سید المشایخ است».

حضرت میرطاهر مکرر درباره­ی حاج مستور می­فرمود:
«من هر اندوخته­ای که دارم از نفس پیرم دارم».

حضرت میرطاهر مدتی در تکیه­ی کوفه، رسیدگی به امور فقرا را بر عهده داشتند و چندی بعد جهت زیارت بیت الله و حرم نبوی و زیارت قبور ائمه­ی بقیع، عازم حجاز می­شود. پس از بازگشت از سرزمین وحی جهت عتبه بوسی حضرت ثامن الحجج امام رضا (ع) عازم ایران می­گردد و در کرمانشاه به دیدار تنی چند از مشایخ حاج بهار علیشاه نائل می­شود و پس از بازگشت به عراق، از جانب حاج مطهر علیشاه و حاج مستور علیشاه جهت رسیدگی به وضعیت فقرا و ساماندهی امور درویشی و تعیین حد و سد قوانین فقری و دفاع از کیان درویشی و ممانعت از سوء استفاده­ی عده­ای درویش نمای سودجو در کسوت درویشی، به مأموریت نقابتی، برای بار دوم به ایران آمده و در کرمانشاه سکونت اختیار کرده و با سعی و تلاش وافر تکیه­ای برای فقرای خاکسار در قالب وقف خاص بنا می­کند و از این پس کرمانشاه، مرکز فقرای خاکسار جلالی می­گردد و با تدبیر ایشان و در عین احترام به سایر سلاسل و ایجاد وحدت و محبت درویشی، فقر خاکسار جلالی در ایران سر و سامان می­یابد.
همچنین از طرف ایشان، درجهت گسترش سلسله­ی جلیله­ی خاکسار ابوترابی، اجازه نامه­هائی برای افراد با کفایت در اقصی نقاط ایران بصورت کتبی جهت روشن نمودن چراغ فقر و تبلیغ ولایت، در چارچوب قوانین فقری صادر شده است

میرطاهر عاشق فرهنگ فقری بوده و در همین راستا، انتشارات تکیه­ی خاکسار کرمانشاه را پایه ریزی نموده و کتاب­های گرانقدری را به چاپ رساند.

و جهت تصحیح رساله فقر خاکسار، دو بار به هند و پاکستان سفر نموده در این سفرها ضمن زیارت مزار سید جلال الدین حیدر در شهر اوچ و لعل شهباز قلندر در شهر سیوند شریف و سید جمال مجرد در لاهور با سادات بخارائی و مشایخ خاکسار از جمله سید نادر علی ملاقات نموده که سید نادر علی از میرطاهر می­خواهد که در پاکستان رحل اقامت افکند تا برایشان در کراچی، تکیه­ای ساخته شود، اما حضرتش نمی­پذیرد و به ایران برمی­گردد.

میرطاهر، تصحیح و مقابله­ی رساله­ی فقر خاکسار با آیات قرآنی را، با جدیت پیگیری می­کند و به سرانجام رساند. ایشان در مقدمه­ی تصحیح شده و مقابله شده با آیات قرآنی چنین می­گوید:

«این رساله، پس از تطبیق با آیات قرآنی و مقابله با بیش سی جلد رساله، از متقدمین و تذکره­ی پیران خاکسار، از جمله تذکره­ی شهباز قلندر، تذکره­ی شاه شکر گنج و تذکره­ی زندگی نامه­ی شاه سید جلال الدین حیدر و شاه سید جمال مجرد، در احکام فقری تدوین گردیده است.»

میرطاهر، به شریعت نبوی، سخت پایبند بود و خود، در شریعت مقلد مراجع از جمله آیات عظام سید محمود شاهرودی و نجفی مرعشی بود و در وصیت نامه­ی خود، عمل به شریعت نبوی را در تأکید موکد چنین بیان می دارد:
«هر فقیر خاکسار، موظف به انجام تمام دستورات شرع مقدس اسلام و واحکام طریقت علوی است و هرکس وظایف دینی خود را کوچک بشمارد و در اجرای آن قصور کند، از جرگه­ی اهل سلوک خارج است.»

شریعت گر نبودی انبیا را طریقت کسی رسیدی اولیا را

سرانجام در 18/1/81، ندای ارجعی را لبیک اجابت گفت و از شوق این ندا در زندانسرای عالم را بشکست، از زندان تن برهید، مست و سبکبال تا بر دوست بدوید و در کنار دوست بیارامید و نشئه­ای دیگر از هستی را بچشید. و اینک مزار شریفش در تکیه­ی خاکسار کرمانشاه مطاف دل سوختگان است، روحش شاد و جلوه­اش برقرار باد.

 

هویا علی مدد

به آگاهی کلیه فقرای خاکسار جلالی ابوترابی بخصوص مشایخ سلسله خاکسار میرساندمرحوم

مرشد بلبل عارفپور بهبهانی کسی را به عنوان شیخ و سرسلسله معصوم علیشاهی تعین

نکرده وچنانچه کسی از آن مرحوم نوشته ای یا مهری ارائه دهد جعل و خالی از حقیقت

میباشد و طبق قوانین قضائی تحت پیگرد واقع مشود زیرا مهر و کلیه مدارک فقری آن

روانشاد به این جانب   سپرده شده که حاضر و مورد توجه پیران طریقت است.

وصی مرحوم بلبل علیشاه بهبهانی      حاج محمد خندانی(عشقعلیشاه)

رونوشت برای جناب آقای حاج میرطاهرعلیشاه نقیب و شیخ فقرای خاکسار جلالی ابوترابی

ارسال و تقدیم گردید   1366/6/20     حاج محمد خندانی

نامه ای که رونوشت آن در تاریخ1366به خدمت حضرت حاج میرطاهر علیشاه ارسال

گردیده و جنابان ذیل آنرا امضاء وتائید نموده اند عبارتند از


1.جناب آقای یدالله مقدسی
2.حاج احمد ماهیانی
3.مهدی بختیار
4.عباس شریفی


ازدوستان  فقرای که میخواهند این مطالب را در وبلاگ خود درج کنند خواهشمندم با نام سرمست خاکسار و آدرس   www.sarmastkhaksar.mihanblog.com
ویا خاکساران 110  www.khaksaran110.blogfa.com
آنرا درج نماید

[ دوشنبه هشتم فروردین 1390 ] [ 17:40 ] [ میرسرمست علیشاه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مختصری درباره سلسله خاکساران و اهل حق از دیرباز تا کنون امیدوارم با مطالب مستند رضایت شما را جلب نمایم یاعلی مدد
سلام بر روح والای حضرت میرطاهرو دیگر بزرگان وخاندان خاکساران و اهل حق
امکانات وب

☼ کد صوتی امام علی(ع) برای وبلاگ ☼

روزشمار محرم عاشورا

مرجع وبلاگ نویسان جوان